آرشیو خرداد ماه 1405

نحوه تشخیص خرابی شفت ماشین لباسشویی

۹ بازديد

شفت ماشین لباسشویی یکی از قطعات مهم در ساختار مکانیکی دستگاه است که نقش اصلی در چرخش دیگ دارد. این قطعه در واقع محور مرکزی دیگ محسوب می‌شود و نیروی تولید شده توسط موتور را به دیگ منتقل می‌کند تا فرآیند شستشو و خشک‌کن انجام شود. اگر شفت دچار خرابی شود، عملکرد ماشین لباسشویی با مشکلات مختلفی مواجه خواهد شد. به همین دلیل تشخیص به‌موقع خرابی این قطعه اهمیت زیادی دارد و می‌تواند از آسیب رسیدن به سایر بخش‌های دستگاه جلوگیری کند.

یکی از اولین نشانه‌هایی که می‌تواند به خرابی شفت اشاره کند، صدای غیرعادی هنگام چرخش دیگ است. در حالت طبیعی ماشین لباسشویی در هنگام کار صدای مشخصی دارد، اما اگر شفت آسیب دیده باشد ممکن است صدای تق‌تق، ساییدگی یا ضربه از داخل دستگاه شنیده شود. این صدا معمولاً در زمان چرخش سریع دیگ، به ویژه در مرحله خشک‌کن، بیشتر قابل تشخیص است. دلیل این صدا می‌تواند عدم تعادل در محور چرخش دیگ باشد که به دلیل آسیب دیدن شفت ایجاد می‌شود.

یکی دیگر از نشانه‌های خرابی شفت لرزش شدید دستگاه است. در صورتی که شفت خم شده باشد یا اتصال آن با دیگ دچار مشکل شده باشد، دیگ نمی‌تواند به صورت متعادل بچرخد. این موضوع باعث می‌شود ماشین لباسشویی هنگام شستشو یا خشک‌کن دچار لرزش شدید شود. در برخی موارد حتی ممکن است دستگاه در جای خود حرکت کند یا به اطراف ضربه بزند.

چرخش نامنظم دیگ نیز می‌تواند یکی از علائم خرابی شفت باشد. در حالت طبیعی دیگ باید به صورت نرم و یکنواخت بچرخد. اما اگر شفت دچار آسیب شده باشد، ممکن است حرکت دیگ نامنظم شود یا در برخی لحظات متوقف شود. این مشکل می‌تواند باعث اختلال در فرآیند شستشو شود و کیفیت شستشوی لباس‌ها را کاهش دهد.

یکی دیگر از روش‌های تشخیص خرابی شفت بررسی دیگ با دست است. زمانی که دستگاه خاموش است، می‌توان درب ماشین لباسشویی را باز کرد و دیگ را با دست چرخاند. اگر دیگ به راحتی و بدون صدا بچرخد، معمولاً مشکلی در شفت وجود ندارد. اما اگر هنگام چرخاندن دیگ صدای ساییدگی، گیر کردن یا ضربه شنیده شود، احتمال خرابی شفت یا بلبرینگ‌ها وجود دارد.

گاهی نیز کاربران متوجه می‌شوند که دیگ ماشین لباسشویی بیش از حد معمول حرکت می‌کند. اگر دیگ را با دست حرکت دهید و متوجه بازی یا لق بودن آن شوید، ممکن است اتصال شفت به دیگ دچار مشکل شده باشد. این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از آسیب دیدن شفت یا قطعات مرتبط با آن باشد.

در برخی موارد خرابی شفت می‌تواند باعث نشت آب از پشت دیگ شود. اگر شفت آسیب دیده باشد ممکن است به کاسه‌نمد دستگاه فشار وارد شود و باعث خرابی آن شود. در نتیجه آب به قسمت بلبرینگ و سایر قطعات داخلی نفوذ می‌کند.

گاهی نیز مشکل در مرحله خشک‌کن بیشتر نمایان می‌شود. اگر شفت نتواند نیروی موتور را به درستی منتقل کند، دیگ نمی‌تواند با سرعت مناسب بچرخد. در نتیجه لباس‌ها پس از پایان برنامه همچنان خیس باقی می‌مانند.

در صورت مشاهده این علائم بهتر است ماشین لباسشویی توسط یک تعمیرکار متخصص بررسی شود. ادامه استفاده از دستگاه با شفت آسیب‌دیده می‌تواند باعث آسیب دیدن قطعات دیگری مانند بلبرینگ‌ها، دیگ یا حتی موتور شود. به همین دلیل تشخیص زودهنگام خرابی شفت می‌تواند از هزینه‌های سنگین تعمیرات جلوگیری کند. برای شفت لباسشویی اینجا کلیک کنید.

رمزگشایی از دلایل لغو مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس

۹ بازديد
اقتصادنیوز: شاید مهم‌ترین خطای تحلیلی آن باشد که لغو مذاکرات سوئیس را به عنوان نقطه پایان یک روند تلقی کنیم. آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیشتر به نخستین بحران جدی پس از امضای تفاهم شباهت دارد تا تزلزل در پایه های توافق.
رمزگشایی از دلایل لغو مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس | نخستین بحران بعد از امضای تفاهم | سرنوشت توافق نه با لغو یک نشست، بلکه با نحوه مدیریت بحران‌ها مشخص خواهد شد

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از نورنیوز، لغو مذاکرات روز جمعه ایران و آمریکا در سوئیس، آن هم تنها چند ساعت پس از امضای یادداشت تفاهم توسط مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، در نگاه نخست ممکن است نشانه‌ای از شکنندگی توافق یا حتی آغاز شکست آن به نظر برسد.

همزمانی این رخداد با حملات جدید اسرائیل به لبنان و افزایش تنش‌های لفظی میان بازیگران منطقه‌ای نیز به این برداشت دامن زده است. با این حال، واقعیت احتمالاً پیچیده‌تر از آن چیزی است که در تیترهای خبری بازتاب می‌یابد.

 

در دیپلماسی، به‌ویژه هنگامی که پای منازعاتی چند دهه‌ای و پرونده‌هایی به پیچیدگی روابط ایران و آمریکا در میان باشد، نباید هر تعویق یا توقفی را مترادف شکست و ناکامی تلقی کرد. تاریخ مذاکرات بزرگ بین‌المللی نشان می‌دهد که دشوارترین مرحله، نه آغاز گفت‌وگوها بلکه مرحله پس از دستیابی به توافقات اولیه است؛ جایی که طرف‌ها باید تعهدات کلی را به سازوکارهای اجرایی، زمان‌بندی‌های مشخص و تضمین‌های قابل سنجش تبدیل کنند.

امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن در واقع پایان یک مسیر نبود، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه و بسیار حساس‌تر بود. در این مرحله، پرسش‌های بنیادینی مطرح می‌شود؛ از نحوه و زمان‌بندی رفع تحریم‌ها گرفته تا سازوکارهای راستی‌آزمایی، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و حدود و ثغور تعهدات متقابل. طبیعی است که در چنین وضعیتی، هر اختلاف برداشت یا هر تحول میدانی بتواند روند مذاکرات را با وقفه مواجه کند.

اما در کنار پیچیدگی‌های فنی، نمی‌توان نقش بازیگران ثالث را نادیده گرفت. حملات اخیر اسرائیل به لبنان دقیقاً در زمانی رخ داد که قرار بود مذاکرات اجرایی در سوئیس آغاز شود. صرف‌نظر از اینکه این همزمانی تا چه اندازه برنامه‌ریزی‌شده بوده باشد، یک واقعیت روشن است: بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل از هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا نگران است.

 
 

طی دو دهه گذشته، بخش مهمی از جایگاه منطقه‌ای تل‌آویو بر مبنای تصویرسازی از ایران به عنوان تهدید اصلی امنیت خاورمیانه شکل گرفته است. هر توافقی که بتواند از شدت این تقابل بکاهد، به‌طور طبیعی معادلات قدرت را نیز تغییر خواهد داد.

از سوی دیگر، تهران نیز نمی‌تواند تحولات لبنان را صرفاً یک رخداد جداگانه تلقی کند. جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده که امنیت متحدان منطقه‌ای خود را بخشی از معادله امنیت ملی می‌داند. بنابراین ورود به مذاکرات حساس در شرایطی که یکی از مهم‌ترین متحدانش تحت فشار نظامی قرار دارد، از منظر تصمیم‌گیران ایرانی می‌تواند پیام‌های متناقضی به همراه داشته باشد.

 

در این میان، واشنگتن نیز با معادله‌ای دشوار روبه‌رو است. دولت ترامپ از یک سو توافق با ایران را به عنوان یک دستاورد مهم سیاست خارجی معرفی کرده و مایل است آن را به نتیجه برساند. از سوی دیگر، نمی‌خواهد هزینه سیاسی تقابل آشکار با اسرائیل را بپردازد. به همین دلیل، کاخ سفید ناگزیر است میان دو هدف گاه متعارض تعادل برقرار کند؛ پیشبرد توافق با ایران و حفظ انسجام ائتلاف سنتی خود در منطقه.

عامل دیگری که نباید از نظر دور داشت، مخالفان داخلی توافق در هر دو کشور است. در ایران، خاطره خروج آمریکا از برجام همچنان زنده است و بسیاری نسبت به پایداری هرگونه توافق جدید تردید دارند. در آمریکا نیز جریان‌های سیاسی و امنیتی قدرتمندی وجود دارند که هرگونه مصالحه با تهران را امتیازدهی به رقیب تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی، هر گام جدید در مسیر توافق با مقاومت‌های سیاسی و رسانه‌ای همراه خواهد بود.

از این منظر، شاید مهم‌ترین خطای تحلیلی آن باشد که لغو مذاکرات سوئیس را به عنوان نقطه پایان یک روند تلقی کنیم. آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیشتر به نخستین بحران جدی پس از امضای تفاهم شباهت دارد تا تزلزل در پایه های توافق. در واقع، ارزش واقعی هر توافق نه در روز امضا، بلکه در توانایی طرف‌ها برای عبور از بحران‌های اجتناب‌ناپذیر پس از آن سنجیده می‌شود.

اکنون سه بازیگر اصلی در حال آزمودن اراده و ظرفیت یکدیگر هستند. اسرائیل می‌کوشد نشان دهد بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی آن، هیچ نظم جدیدی در منطقه شکل نخواهد گرفت. ایران تلاش دارد اثبات کند که توافق با آمریکا به معنای چشم‌پوشی از ملاحظات منطقه‌ای و امنیتی‌اش نیست. و آمریکا در پی آن است که میان این دو واقعیت متعارض، نوعی تعادل پایدار ایجاد کند.

به همین دلیل، آنچه در سوئیس رخ داد را باید بیش از آنکه یک شکست دیپلماتیک بدانیم، بخشی از نبردی بزرگ‌تر بر سر شکل آینده نظم منطقه‌ای تلقی کنیم. سرنوشت توافق نه با لغو یک نشست، بلکه با نحوه مدیریت این بحران‌ها مشخص خواهد شد. اگر طرفین بتوانند از این پیچ عبور کنند، توافق وارد مرحله تثبیت خواهد شد؛ اما اگر تنش‌های میدانی و فشار مخالفان بر روند دیپلماسی غلبه کند، این وقفه موقت ممکن است به آغاز فرسایش تدریجی توافقی تبدیل شود که هنوز در نخستین گام‌های خود قرار دارد.

نحوه تنظیم صحیح پایه‌های ماشین لباسشویی برای جلوگیری از لرزش

۹ بازديد

یکی از مهم‌ترین اقداماتی که پس از نصب ماشین لباسشویی باید انجام شود، تنظیم صحیح پایه‌های آن است. بسیاری از مشکلاتی مانند لرزش شدید، صدای زیاد یا حرکت دستگاه در هنگام کار، در واقع به دلیل تراز نبودن لباسشویی ایجاد می‌شود. پایه‌های قابل تنظیم که در زیر اکثر ماشین‌های لباسشویی وجود دارند، این امکان را فراهم می‌کنند که دستگاه کاملاً متعادل روی سطح زمین قرار بگیرد.

اولین مرحله در تنظیم پایه‌ها، انتخاب محل مناسب برای قرار دادن لباسشویی است. سطحی که دستگاه روی آن قرار می‌گیرد باید تا حد امکان صاف و محکم باشد. قرار دادن لباسشویی روی سطوح ناهموار یا نرم مانند فرش می‌تواند باعث ناپایداری دستگاه شود. بهترین گزینه معمولاً کف‌های سرامیکی یا سنگی هستند که استحکام بالایی دارند.

پس از قرار دادن دستگاه در محل مناسب، باید تراز بودن آن بررسی شود. برای این کار می‌توان از یک تراز دستی استفاده کرد. تراز را روی سطح بالایی لباسشویی قرار دهید و بررسی کنید که حباب تراز در مرکز قرار دارد یا خیر. اگر دستگاه به یک سمت متمایل باشد، باید پایه‌های همان سمت تنظیم شوند.

پایه‌های لباسشویی معمولاً به صورت پیچ‌دار طراحی شده‌اند. با چرخاندن پایه در جهت عقربه‌های ساعت یا خلاف آن می‌توان ارتفاع آن را تغییر داد. اگر دستگاه به سمت جلو یا عقب کج باشد، باید پایه‌های جلویی یا عقبی را تنظیم کرد. اگر انحراف به سمت چپ یا راست باشد، تنظیم پایه‌های همان سمت مشکل را برطرف می‌کند.

در هنگام تنظیم پایه‌ها بهتر است دستگاه کمی بلند شود تا چرخاندن پایه‌ها راحت‌تر انجام شود. پس از هر بار تنظیم، لباسشویی را دوباره روی زمین قرار دهید و وضعیت تراز آن را بررسی کنید. این کار ممکن است چند بار تکرار شود تا دستگاه کاملاً متعادل شود.

پس از تنظیم ارتفاع پایه‌ها، محکم کردن مهره قفل‌کننده اهمیت زیادی دارد. بسیاری از پایه‌ها دارای یک مهره فلزی هستند که پس از تنظیم باید به بدنه دستگاه چسبانده شود. این مهره از تغییر ارتفاع پایه در طول زمان جلوگیری می‌کند. اگر این مهره محکم نشود، ممکن است پایه به مرور زمان شل شده و دوباره مشکل لرزش ایجاد شود.

نکته مهم دیگر بررسی تماس کامل هر چهار پایه با زمین است. اگر یکی از پایه‌ها به طور کامل با زمین تماس نداشته باشد، دستگاه در هنگام کار دچار نوسان می‌شود. برای اطمینان از این موضوع می‌توان گوشه‌های لباسشویی را با دست کمی فشار داد. اگر دستگاه تکان بخورد، یعنی یکی از پایه‌ها نیاز به تنظیم دارد.

در برخی موارد استفاده از پایه‌های ضد لرزش یا پدهای لاستیکی نیز می‌تواند مفید باشد. این قطعات زیر پایه‌های اصلی قرار می‌گیرند و به جذب بهتر ارتعاشات کمک می‌کنند. به‌ویژه در ساختمان‌های آپارتمانی که انتقال صدا اهمیت زیادی دارد، استفاده از این پایه‌ها می‌تواند مؤثر باشد.

در نهایت باید گفت که تنظیم صحیح پایه‌های لباسشویی کار پیچیده‌ای نیست، اما تأثیر بسیار زیادی در عملکرد دستگاه دارد. یک لباسشویی که به درستی تراز شده باشد، با صدای کمتر و لرزش محدودتری کار می‌کند و فشار کمتری به قطعات داخلی آن وارد می‌شود. این موضوع می‌تواند عمر مفید دستگاه را افزایش دهد و تجربه استفاده از آن را برای کاربران بسیار بهتر کند. برای پایه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

پاداش نجومی هوش مصنوعی برای کارکنان سامسونگ

۹ بازديد
اقتصادنیوز: رونق بی‌سابقه بازار تراشه‌های هوش مصنوعی، سامسونگ را به توافقی تاریخی با کارکنانش رسانده؛ توافقی که میلیاردها دلار سود حاصل از تب هوش مصنوعی را میان کارکنان بخش نیمه‌هادی توزیع می‌کند.
 

به گزارش اقتصادنیوز، رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی حالا فقط ترازنامه شرکت‌های فناوری را متحول نکرده، بلکه به شکل مستقیم جیب کارکنان صنعت تراشه را نیز پر کرده است. در تازه‌ترین نمونه، سامسونگ الکترونیکس پس از ماه‌ها تنش با اتحادیه‌های کارگری، فرمول جدیدی برای تقسیم سود در بخش نیمه‌هادی تصویب کرده؛ توافقی که می‌تواند برخی کارکنان این غول کره‌ای را به دریافت‌کنندگان یکی از بزرگ‌ترین پاداش‌های تاریخ صنعت فناوری تبدیل کند.

فایننشال‌تایمزنوشت: توافق با اتحادیه‌ها به ماه‌ها کشمکش بر سر نحوه تقسیم منافع رونق صنعت تراشه‌های حافظه پایان داد.

 

کارکنان شرکت «سامسونگ الکترونیک» با یک توافق تاریخی درباره تقسیم سود موافقت کردند؛ توافقی که انتظار می‌رود به کارکنان بخش پررونق تراشه‌های حافظه این شرکت به طور متوسط نزدیک به ۴۰۰ هزار دلار پاداش پرداخت کند.

این توافق روز چهارشنبه با حمایت ۷۴ درصدی اعضای اتحادیه کارگری شرکت به تصویب رسید و به ماه‌ها اختلاف و چانه‌زنی بر سر نحوه تقسیم منافع ناشی از رونق هوش مصنوعی در بزرگ‌ترین تولیدکننده تراشه‌های حافظه جهان پایان داد. اتحادیه پیش‌تر تهدید کرده بود در صورت عدم دستیابی به توافق، دست به اعتصاب خواهد زد.

بر اساس این توافق، ۷۸ هزار نفر از کارکنان بخش نیمه‌هادی سامسونگ معادل ۱۰.۵ درصد از سود عملیاتی شرکت را دریافت خواهند کرد. با توجه به پیش‌بینی شرکت کارگزاری «کی‌بی سکیوریتیز» مبنی بر تحقق ۳۲۷ تریلیون وون سود عملیاتی در سال جاری، ارزش این بسته پاداش به بیش از ۳۴ تریلیون وون (معادل ۲۲.۶ میلیارد دلار) خواهد رسید. این مبلغ علاوه بر ۱.۵ درصدی است که پیش‌تر در قالب طرح‌های پاداش موجود پرداخت می‌شد.

 

سهام سامسونگ روز چهارشنبه بیش از ۶ درصد افزایش یافت.

طبق مفاد توافق، حدود ۴۰ درصد از مجموع پاداش بخش تراشه به صورت مساوی میان کارکنان توزیع خواهد شد و مابقی بر اساس عملکرد هر واحد تجاری تعیین می‌شود. انتظار می‌رود کارکنان بخش تراشه‌های حافظه به طور متوسط هر نفر حدود ۶۰۰ میلیون وون دریافت کنند؛ در حالی که کارکنان واحدهای زیان‌ده «فاندری» و «سیستم LSI» احتمالاً رقمی نزدیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون وون دریافت خواهند کرد.

این توافق پس از توافق مشابهی در سال گذشته میان رقیب کره‌ای سامسونگ، یعنی «اس‌کی هاینیکس»، و کارکنان آن حاصل شد؛ توافقی که بر اساس آن، کارگران این شرکت برای ۱۰ سال آینده مستحق دریافت ۱۰ درصد از سود عملیاتی شدند. با توجه به برآورد سود عملیاتی ۲۵۰ تریلیون وونی، این توافق به معنای پرداخت میانگین ۷۱۰ میلیون وون پاداش به هر یک از ۳۵ هزار کارمند اس‌کی هاینیکس خواهد بود.

هر دو شرکت از جهش تقاضا برای تراشه‌های حافظه با پهنای باند بالا (HBM) که در سامانه‌های هوش مصنوعی استفاده می‌شوند، بهره‌مند شده‌اند. سامسونگ اخیراً به نخستین شرکت کره‌جنوبی تبدیل شد که ارزش بازار آن از یک تریلیون دلار عبور کرده است. اس‌کی هاینیکس نیز روز چهارشنبه به این سطح رسید؛ در حالی که شرکت آمریکایی «مایکرون» روز سه‌شنبه معاملات خود را بالاتر از مرز یک تریلیون دلار به پایان رساند.

 

برخلاف اس‌کی هاینیکس، سامسونگ صرفاً یک تولیدکننده تراشه نیست. به گفته یک منبع نزدیک به شرکت، کارکنان بخش «تجربه دستگاه» (DX) سامسونگ که تولید گوشی هوشمند، تلویزیون و سایر گجت‌ها را بر عهده دارد، تنها حدود ۶ میلیون وون پاداش دریافت خواهند کرد.

بخش DX به دلیل تشدید رقابت شرکت‌های چینی و همچنین افزایش قیمت تراشه‌ها ــ که مستقیماً به سود بخش نیمه‌هادی سامسونگ تمام می‌شود ــ با کاهش سودآوری مواجه شده است.

«وو ها-کیونگ»، رئیس موقت اتحادیه ملی سامسونگ الکترونیکس، گفت: «ما می‌پذیریم که در تدوین راهبردی فعال برای جلوگیری از تبعیض علیه بخش DX ناکام بودیم.» او افزود: «در دوره‌ای که کسب‌وکار نیمه‌هادی با دشواری روبه‌رو بود، بخش گوشی‌های هوشمند و لوازم خانگی درآمدزایی کرد تا به رشد بخش نیمه‌هادی کمک شود.»

 

دو اتحادیه کارگری مستقل سامسونگ برای دستیابی به این توافق با مدیریت شرکت متحد شدند. در مقابل، یک گروه کوچک‌تر سوم به نام «اتحادیه کارکنان شرکت سامسونگ الکترونیکس» که عمدتاً از اعضای بخش DX تشکیل شده، درخواست صدور دستور قضایی برای توقف اجرای این توافق را ارائه کرده بود.

 

 

 
 

تحلیل نیروهای گریز از مرکز و نقش وزنه لباسشویی در کنترل ارتعاشات

۱۰ بازديد

در ماشین لباسشویی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های مهندسی کنترل نیروهای دینامیکی ناشی از چرخش دیگ است. در مرحله خشک‌کن، سرعت چرخش دیگ به چند صد یا حتی بیش از هزار دور در دقیقه می‌رسد. در چنین شرایطی، نیروهای گریز از مرکز بزرگی ایجاد می‌شود که می‌تواند باعث لرزش شدید دستگاه شود. برای کاهش این مشکل از قطعه‌ای به نام وزنه لباسشویی استفاده می‌شود.

نیروی گریز از مرکز در یک سیستم چرخشی با رابطه زیر تعریف می‌شود:

F = m r ω²

در این رابطه m جرم جسم در حال چرخش، r فاصله آن از محور چرخش و ω سرعت زاویه‌ای است.

در ماشین لباسشویی، لباس‌ها همیشه به طور یکنواخت در داخل دیگ توزیع نمی‌شوند. وقتی لباس‌ها در یک سمت دیگ جمع شوند، مرکز جرم سیستم از محور چرخش فاصله می‌گیرد. این موضوع باعث ایجاد عدم تعادل می‌شود.

عدم تعادل باعث ایجاد نیروهای متناوبی می‌شود که به محور و بلبرینگ‌ها منتقل می‌شوند. این نیروها می‌توانند باعث ارتعاش شدید در بدنه ماشین لباسشویی شوند.

در چنین شرایطی، وزنه لباسشویی با افزایش جرم کل سیستم به کاهش دامنه ارتعاشات کمک می‌کند.

از دیدگاه دینامیکی، افزایش جرم باعث کاهش پاسخ ارتعاشی سیستم می‌شود. در یک سیستم جرم–فنر، دامنه ارتعاش به صورت زیر وابسته به جرم است:

X = F / k

که در آن X دامنه جابجایی و k سختی سیستم است.

با افزایش جرم توسط وزنه لباسشویی، سیستم در برابر نیروهای تحریک مقاومت بیشتری نشان می‌دهد.

علاوه بر جرم، محل قرارگیری وزنه نیز بسیار مهم است. معمولاً وزنه‌ها در نقاطی نصب می‌شوند که بتوانند بیشترین اثر را در کنترل حرکت مخزن داشته باشند.

در بسیاری از ماشین‌های لباسشویی دو وزنه اصلی وجود دارد. یکی در قسمت بالایی مخزن و دیگری در قسمت جلویی یا پایینی قرار می‌گیرد. این ترکیب باعث توزیع مناسب جرم در اطراف دیگ می‌شود.

مواد مورد استفاده در ساخت وزنه لباسشویی نیز اهمیت زیادی دارد. بتن فشرده یکی از رایج‌ترین مواد در ساخت این قطعات است. این ماده علاوه بر وزن بالا، مقاومت مناسبی در برابر رطوبت دارد.

در برخی مدل‌های پیشرفته نیز از وزنه‌های چدنی استفاده می‌شود. چدن دارای چگالی بالاتری نسبت به بتن است و می‌تواند با حجم کمتر جرم بیشتری ایجاد کند.

در نهایت، طراحی مناسب وزنه لباسشویی باعث می‌شود نیروهای گریز از مرکز بهتر کنترل شوند و عملکرد ماشین لباسشویی پایدارتر شود. برای وزنه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

چرا بورس در دوران جنگ نباید تعطیل شود؟/ راهکار مدیریت ریسک به‌جای توقف بازار

۶ بازديد

تحلیلگر بازار سرمایه معتقد است در شرایط جنگی نیز بورس باید مانند سایر بازار‌ها فعال بماند و تعطیلی طولانی‌مدت بازار سرمایه می‌تواند به نقدشوندگی و پویایی آن آسیب وارد کند.

 

اقتصادآنلاین؛ آرمان هنرکار؛ پس از از سرگیری تنش‌های نظامی میان ایران و اسرائیل از گذشته، نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید درگیری‌ها و اثر آن بر بازار‌های مالی بار دیگر افزایش یافته است. 

یکی از دغدغه‌های مهم فعالان بازار سرمایه از جمله سرمایه‌گذاران خُرد نیز احتمال تکرار تجربه تعطیلی بورس در جریان جنگ اخیر است. تجربه‌ای که طی آن معاملات بازار سهام از ۹ اسفند تا ۲۹ اردیبهشت متوقف شد و بسیاری از سرمایه‌گذاران، نهاد‌های مالی و کارگزاری‌ها را با چالش مواجه کرد.

 

در همین راستا، خبرنگار اقتصادآنلاین در گفت‌و‌گو با کمال خانزاده، تحلیلگر بازار سرمایه، دیدگاه او را درباره ضرورت فعال ماندن بازار سرمایه در شرایط بحرانی، تجربه کارگزاری‌ها در دوره تعطیلی بورس و الزامات حمایتی از نهاد‌های مالی جویا شده است.

این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*همزمان با تشدید تنش‌ها میان ایران و اسرائیل، فعالان بازار سرمایه نگران هستند که مبادا بورس مانند تجربه تلخ بسته ماندن بازار از ۹ اسفند تا ۲۹ اردیبهشت دوباره تعطیل شود. نظر شما در این حوزه چیست؟

من شخصاً موافق باز ماندن بازار سرمایه هستم. اگر نگاه کنیم، حتی بورس روسیه و بورس اوکراین هم در شرایط جنگی باز بوده‌اند. حتی بورس اسرائیل نیز مدت زیادی متوقف نماند.

به نظر من بازار سرمایه هم باید مانند سایر بازار‌ها باشد. بازار مسکن را در نظر بگیرید؛ با وجود اینکه ریسک‌های زیادی متوجه ساختمان‌های تهران و یا سایر شهر‌هایی که شدیداً مورد اصابت موشک قرار می‌گرفتند و دارایی‌های فیزیکی بود، معاملات در این بازارها متوقف نشد و بازار به کار خود ادامه داد.

بازار خودرو، طلا و سایر بازار‌ها نیز همین وضعیت را داشتند. بنابراین نگاه به بورس هم باید همین باشد. تحلیلگران و فعالان بازار خودشان بر اساس تحلیل‌هایشان دارایی خود را بین صنایع مختلف جابه‌جا می‌کنند.

پویایی بازار اهمیت زیادی دارد. امروز هم دیدیم که حجم معاملات بالا بود و نقدشوندگی مناسبی وجود داشت. مهم این است که این نقدشوندگی و پویایی حفظ شود. خوشبختانه امروز ابزار‌های تحلیلی بازار بسیار گسترده است؛ از تحلیلگران حرفه‌ای گرفته تا سرمایه‌گذاران مبتدی. افراد حرفه‌ای با استفاده از سیستم‌های پیشرفته تحلیلی و برخی بر مبنای هوش مصنوعی تصمیم‌گیری می‌کنند و افراد کم‌تجربه‌تر نیز می‌توانند از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری وارد بازار شوند.

اگر هم اتفاق خاصی رخ دهد، مثلاً آسیبی به یک پتروشیمی وارد شود، می‌توان نماد آن شرکت را متوقف کرد، افشای اطلاعات صورت بگیرد و سپس مجدداً نماد را بازگشایی کرد. بنابراین حتی در این شرایط هم موافق باز ماندن بازار هستم، به‌ویژه اگر سطح درگیری‌ها در همین حد باقی بماند.

در صورتی که درگیری‌ها بسیار گسترده و شدید هم شود، برخی صنایع وجود دارند که باز بودن بازار برای آنها ضروری‌تر است؛ از جمله صنایع غذایی و دارویی. پس از جنگ نیز مشاهده کردیم که این گروه‌ها سریع‌تر به مدار معاملات بازگشتند و عملکرد بهتری داشتند.

به طور خلاصه، فردی که وارد بازار سهام می‌شود ذاتاً ریسک سرمایه‌گذاری را پذیرفته است. در تمام دنیا نیز سرمایه‌گذاری در بازار سهام با پذیرش ریسک همراه است. شاید فرهنگ سرمایه‌گذاری در ایران هنوز به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده باشد، اما کسی که وارد بازار سهام می‌شود باید ریسک آن را نیز بپذیرد.

*آقای خان‌زاده، به نظرتان وضعیت کارگزاری‌ها و نهاد‌های مالی در دوران جنگ چگونه و مدیریت این شرایط چقدر دشوار بود؟

این اتفاق در مقطعی رخ داد که پایان سال مالی بسیاری از شرکت‌ها و نهاد‌های بازار سرمایه بود. البته قبل از شروع جنگ، حدود پنج تا شش ماه، بازار شرایط مناسبی داشت و از نظر معاملات، کارمزد و درآمد سرمایه‌گذاری وضعیت مطلوبی را تجربه کرده بود. همین موضوع باعث شد بخشی از درآمد‌های قبلی بتواند هزینه‌های دوره تعطیلی را پوشش دهد.

اکنون نیز حدود ۲۰ روز از بازگشایی بازار گذشته و حجم معاملات قابل توجه بوده است. در نتیجه بخشی از درآمد‌های از دست‌رفته در آن دو ماه تا حد زیادی جبران شده است. به نظر من کارگزاری‌ها از این دوره عبور کرده‌اند و مشکل جدی در حوزه هزینه‌های جاری نداشتند؛ زیرا پیش از جنگ، بازار پررونقی را پشت سر گذاشته بودند و پس از بازگشایی نیز حجم معاملات مناسب بوده است.

*اما درباره اعتبارات بانکی، شنیده می‌شد برخی کارگزاری‌ها با مشکل مواجه شده‌اند.

کارگزاری‌ها از بانک‌ها اعتبار دریافت می‌کنند و باید اقساط و هزینه‌های مالی آن را پرداخت کنند. در این زمینه انعطاف خاصی از سوی شبکه بانکی مشاهده نشد.

اعتبارات کارگزاری‌ها باید ماهانه پرداخت شوند. بانک‌ها در پایان هر ماه اصل و سود تسهیلات را دریافت می‌کنند و مجدداً همان روز یا روز بعد اعتبار را تمدید می‌کنند. حالا فرض کنید یک کارگزاری حدود یک همت تسهیلات دریافت کرده باشد؛ هزینه مالی ماهانه چنین رقمی حدود ۲۵ میلیارد تومان می‌شود. اگر دوره تعطیلی بازار طولانی شود، کارگزاری باید این هزینه را نقداً پرداخت کند، در حالی که گردش معاملات و درآمدی وجود ندارد.

در چنین شرایطی کارگزاری ناچار است این هزینه را از منابع خود تأمین کند، زیرا نمی‌تواند آن را از مشتری دریافت کند. در نهایت بانک نیز باید سود تسهیلات را دریافت کند تا بتواند سود سپرده‌های خود را پرداخت کند.

*یک پیشنهاد هفت‌بندی مبنی بر تمدید تسهیلات کارگزاری‌ها از سوی کانون کارگزاران به سازمان بورس ارسال شد که پس از آن به بانک مرکزی و سپس به بانک‌ها ابلاغ شد. این پیشنهاد تا چه اندازه در تسهیل پرداخت اعتبارات بانکی مؤثر بود؟

دیگر دیر شده بود. در آن زمان بخش عمده‌ای از هزینه‌ها و فشار‌ها به کارگزاری‌ها و مشتریان منتقل شده بود اما عملاً اقدام مؤثری انجام نشد. ضمن اینکه سپرده‌گذاران سود خود را دریافت کرده بودند و امکان بازگشت به عقب وجود نداشت.

برای چنین شرایطی باید از قبل دستورالعمل مشخصی با محوریت بانک مرکزی تدوین شود. اگر بازار سهام به دلیل شرایط جنگی تعطیل شد، زنجیره‌ای از حمایت‌ها باید از سوی بانک‌ها، سازمان بورس و سایر نهاد‌های مرتبط فعال شود.

بالاخره بانک‌ها هم تعهد پرداخت سود سپرده دارند و نمی‌توان انتظار داشت به‌طور کامل از درآمد خود صرف‌نظر کنند، اما باید مکانیزمی طراحی شود که فشار این شرایط بین همه اجزای زنجیره توزیع شود.

*پس معتقدید باید از همان ابتدا بسته حمایتی برای کارگزاری‌ها و فعالان بازار تعریف می‌شد؟

بله، اما وقتی موضوع با تأخیر مطرح شد، عملاً اجرای آن دشوار شد. سپرده‌گذاران سود خود را دریافت کرده بودند و امکان بازگشت به عقب وجود نداشت. به همین دلیل اگر قرار است چنین حمایتی صورت بگیرد، باید از همان روز‌های ابتدایی بحران سازوکار آن مشخص شده باشد.